مینا حیدری


بزرگ شدن، فقط رسیدن به یک سن مشخص نیست. گاهی آدم ۲۳ یا ۲۴ ساله است، شغل دارد، ازدواج کرده و از نگاه دیگران آماده ساختن زندگی خودش به نظر می‌رسد، اما هنوز برای بعضی از ساده‌ترین مسئولیت‌های زندگی تجربه کافی ندارد؛ برای مدیریت دخل و خرج، اداره خانه، تصمیم گرفتن در موقعیت‌های سخت یا حتی کنار آمدن با تنهایی.
بسیاری از ما این مهارت‌ها را بی‌آن‌که متوجه باشیم، در خانه و کنار خانواده یاد می‌گیریم. خانه فقط سقف و دیوار نیست؛ جایی است که آدم در آن اشتباه می‌کند، دوباره تلاش می‌کند، از کسی کمک می‌گیرد و کم‌کم می‌آموزد که روی پای خودش بایستد. وقتی پول کم می‌آورد، کسی هست که کمک کند و وقتی خسته به خانه می‌رسد، کسی هست که حالش را بپرسد.
اما برای فرزندانی که سال‌های کودکی و نوجوانی خود را در مراکز شبه‌خانواده گذرانده‌اند، مسیر متفاوت است. این کودکان در محیطی امن و تحت‌مراقبت زندگی می‌کنند، اما زندگی گروهی با زندگی مستقل تفاوت دارد. در مراکزی که معمولا ۱۲ تا ۱۵ نفر در کنار مربی، کمک‌مربی و روان‌شناس زندگی می‌کنند، بسیاری از امور روزمره در یک ساختار جمعی انجام می‌شود. بنابراین ممکن است جوانی از نظر سنی، شغلی و حتی روانی آماده ترخیص باشد، اما هنوز تجربه واقعی اداره یک زندگی مستقل را نداشته باشد.
تغییر جدید سازمان بهزیستی از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. از سال ۱۴۰۵، فرآیند ترخیص فرزندان مراکز شبه‌خانواده، دومرحله‌ای شده است. اگر جوانی شرایط لازم مانند اشتغال، درآمد مناسب، ازدواج و آمادگی فردی و روانی را داشته باشد، دیگر قرار نیست بلافاصله پس از تأیید کارگروه استانی و دریافت هزینه ترخیص، از مرکز خارج شود. او ابتدا وارد مرحله‌ای می‌شود که «خانه آماده‌سازی» نام دارد.
در این خانه‌ها سه تا پنج جوان که شرایط زندگی مستقل دارند، معمولا در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. اینجا دیگر قرار نیست همه کارها برایشان انجام شود. خودشان باید سر کار بروند، خانه را اداره کنند، به خرید بروند، غذا بپزند، هزینه‌ها را بپردازند و درباره زندگی روزمره تصمیم بگیرند. مددکار حضور دارد، اما نقش او بیشتر همراهی و نظارت است؛ نه این‌که به جای آن‌ها زندگی کند.
این دوره حداکثر شش ماه طول می‌کشد و اگر مددکار تشخیص دهد فرد هنوز نیاز به تمرین و حمایت دارد، سه ماه دیگر هم می‌تواند ادامه پیدا کند. در پایان، آنچه اهمیت دارد فقط چند بند از یک پرونده نیست؛ عملکرد واقعی جوان در خانه آماده‌سازی و گزارش مددکار است که به کارگروه استان ارائه می‌شود.
در این مدت حتی مدیریت پول هم به یک تجربه عملی تبدیل می‌شود. به گفته مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی، در طول شش ماه، کمک‌هزینه مازاد به این جوانان پرداخت می‌شود تا ضمن حفظ درآمد حاصل از اشتغال، مدیریت منابع مالی را نیز تمرین کنند.
شاید ارزش واقعی «خانه آماده‌سازی» همین باشد؛ این که استقلال با تنها گذاشتن اشتباه گرفته نشود. جوانی که سال‌ها در یک محیط حمایتی زندگی کرده، برای ورود به دنیای بیرون به فرصتی برای تمرین نیاز دارد؛ فرصتی برای اشتباه کردن، یاد گرفتن و دوباره تلاش کردن، در حالی که هنوز دستی برای کمک در نزدیکی اوست.
خانه آماده‌سازی اگر درست اجرا شود، فقط یک مرحله اداری پیش از ترخیص نیست؛ می‌تواند پلی باشد میان کودکی که دیگر تمام شده و بزرگسالی که تازه آغاز می‌شود؛ خانه‌ای کوچک برای تمرین یک زندگی بزرگ.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی